زندگینامه
استاد مظاهر بصیرت بیش از سی سال از عمر پربرکت خود را وقف آموزش نسلها کرد و بیش از ده هزار دانشآموز به طور مستقیم از کلاسها و اندیشههای او بهرهمند شدند.
او از آن دست معلمانی بود که پیش از آنکه درس بدهد، انسان میساخت و پیش از آنکه علم بیاموزد، اخلاق میآموخت.
دوران تحصیل
وی در سال ۱۳۲۷ شمسی در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود؛ خانوادهای ریشهدار در ایمان و خدمت.
دوران ابتدایی را در دبستان کیان به پایان رساند و از محضر استادانی چون حسن عمیدی، ساسان و معظمی بهره برد.
مدیریت مدرسه بر عهده مرحوم فضلالله مطیعی بود که خود از چهرههای شاخص آموزش و پرورش به شمار میرفت.
دوران دبیرستان و دانشگاه
دوران دبیرستان را نیز در محضر دبیرانی چون آقای دهباشی، علیاکبر پرورش و استاد بزرگ غلامرضا طاهر سپری کرد؛ استادانی که هر یک چراغی در مسیر اندیشه او افروختند.
در سال ۱۳۴۵ پس از اخذ دیپلم، راهی شهرستان سنندج شد و به تدریس پرداخت؛ گویی از همان آغاز، تقدیر او را برای معلمی نوشته بودند.
در سال ۱۳۴۹ وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته روانشناسی پذیرفته گردید.
استادانی چون دکتر علی شریعتمداری، دکتر هاشم گلستان، دکتر ستاریان و استاد پورمقدس از آموزگاران این دوره بودند.
در سال ۱۳۵۰ فارغالتحصیل شد و به عنوان مشاور در مدارس راهنمایی مشغول خدمت گردید.
تدریس و تأثیر
اینجانب نیز در همان سال افتخار شاگردی و خوشه چینی از تعلیم ایشان را داشتم و از نزدیک شاهد عمق نگاه انسانی و تربیتی او بودم.
در سال ۱۳۷۲ در دبیرستان شهید رجایی به عنوان مشاور نظام جدید فعالیت خود را ادامه داد.
علاقه عمیق استاد به روانشناسی، فلسفه، منطق و علوم انسانی، همراه با جدیت و دقت مثالزدنیاش در تدریس، سبب میشد دانشآموزان نه تنها در امتحانات موفق باشند، بلکه به درک عمیقتری از خود و جهان پیرامونشان برسند.
ریشههای عرفانی و معنوی
استاد مظاهر بصیرت از نسل پنجم درویش صادق است؛ از بانیان مسجد و تکیه محل آقا، که این ریشه عرفانی و معنوی در سراسر شخصیت ایشان نمایان است.
پدر بزرگوارشان مرحوم مشهدی علی حاجگداعلی و عموهای ایشان مشهدی داوود و کربلایی عبدالرسول بودند؛ خاندانى که نامشان با ایمان، خدمت و مردمداری گره خورده است.
برادر بزرگوارشان آقا مجتبی صدرایی نیز از معلمان تلاشگر شهرستان بود که در سال ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت.
کمک به دیگران
استاد بصیرت در کمک به اقوام، خویشان و نیازمندان ید طولایی داشت.
مهربانی، سخاوت و دلسوزی او نه نمایشی، بلکه برخاسته از باوری عمیق به کرامت انسان بود.
محبت او در طول سالیان عمرش زبانزد عام و خاص بود؛ محبتی بیادعا، آرام، و ریشهدار در عرفان عملی.
تأثیرگذاری
او از آن انسانهایی بود که حضورشان خود نوعی تعلیم است؛ بیآنکه سخن بگویند، درس میدهند و بیآنکه بخواهند، دلها را تربیت میکنند.
استاد مظاهر بصیرت معلمی بود که علم را با اخلاق، روانشناسی را با عرفان و تعلیم را با عشق درآمیخت؛ و این همان راز ماندگاری نام او در ذهن و جان شاگردانش است.





















